تالیف: سید ابوالحسن ندوی
رقابت نوجوانان در جهاد و شهادت
وقتی مسلمانان بهسوی «بدر» حرکت کردند، نوجوان کمسنوسالی بهنام «عمیر بن ابیوقاص» که شانزدهمین بهارِ عمرش را پشت سر گذاشته بود، در جمع مسلمانان بهسوی «بدر» خارج شد. او میترسید مبادا رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) او را بهدلیل کمبودنِ سنش رد نماید. میکوشید تا از نگاه مردم پنهان شود. برادر بزرگترش حضرت سعد بن ابیوقاص (رضیالله عنه) از وی پرسید: چرا خودت را پنهان میکنی؟
«عمیر» گفت: میترسم مبادا رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) مرا بازگرداند، در حالیکه من بهشدت علاقهمندم که در جنگ شرکت کنم؛ شاید پروردگار، شهادت را نصیبم گرداند.
حدسِ «عمیر» درست بود؛ زیرا وقتی رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) از حضور او مطلع شد، تصمیم گرفت این جوان شانزدهساله را بازگرداند؛ اما «عمیر» بهشدت گریست، طوریکه رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) دلش برای او سوخت و به وی اجازهٔ شرکت در جنگ را مرحمت فرمود.
«عمیر» در جنگ شرکت کرد و به مقامِ رفیعِ شهادت نائل آمد.
نبی رحمت