تالیف: سید ابوالحسن ندوی
این پادشاهان دارای چه موقعیتی بودند؟
هرقل اول قیصر روم (۶۱۰ – ۶۴۱ م)
بعد از این حملات و شکستها، دولت بیزانس تقریبا در حال احتضار و نابودی بود که «هرقل» از قرطاجنه دعوت شد. او «فوقس» را به قتل رساند و زمام امور مملکت را در سال ۶۱۰ م به دست گرفت. این واقعه در حالی اتفاق افتاد که کشور در بحران مرگ و زندگی بسر میبرد و گرسنگی، فقر، بیماریهای واگیر و ناتوانیهای مالی از هر طرف آن را تهدید میکرد. هرقل در سالهای نخست یک انسان بیاراده و غیر متحرک بود، اما در سال ۶۱۶ م در وجود او انقلابی پدید آمد. این همان سالی بود که قرآن مجید پیشگویی کرد که رومیها در ظرف چند سال بر ایرانیها غالب خواهند آمد.
آری «هرقل» بعد از سال ۶۱۶ م از یک پادشاه سست و خوشگذران به یک رهبر حماسهآفرین و غیور مبدل گشت. اندیشه پیروزی و غلبه بر او مستولی شده و غیرتش بجوش آمده بود. او در همین حال به سوی مرکز امپراطوری ایرانی متوجه شد، تا کشور خود را باز پس گرفته و آبروی ملتش را به آن برگرداند. او شهرهای معروف «ایران» را یکی بعد از دیگری فتح کرد و مراکز بزرگ آن را تحت سیطره قرار داد و تا قلب ایران آن روز پیشروی نمود و امپراطوری بزرگ و کهنسال ایران را مورد اهانت قرار داده، قتل و غارتگری را به اوج رسانید؛ حتی نزدیک بود که امپراطوری ساسانی سقوط نماید. پایههای تخت ساسانیان کلاً متزلزل گردید. هرقل بعد از آن پیروزمندانه برگشت و همچون یک فاتح بزرگ در سال ۶۲۵ م وارد «قسطنطنیه» گردید.
نبی رحمت