نویسنده: محبوبی
فصل اول: لیبرالیسم
- نقد و نظر
ادامه
ب. ناکارآمدی در حل مسائل اجتماعی
یکی دیگر از نقدهای که اندیشه لیبرالیسم را به چالش مواجه میکند، ناکارآمدی در حل مسائل اجتماعی است. ناکارآمدی در حل مسائل اجتماعی بیانگر این است که این اندیشه غالباً توان رویارویی و مواجهه با چالشهای پیچیده اجتماعی و اقتصادی را ندارد. لیبرالیسم به طور عمده بر اصول فردی، آزادیهای شخصی و بازار آزاد تأکید دارد، اما این رویکرد نمیتواند بهدرستی به نیازهای جمعی و مسائلی که در سطح اجتماعی وجود دارد، رسیدگی نموده، پاسخگو باشد. در واقع، در بسیاری از موارد، مشکلات اجتماعی همچون فقر، نابرابری و تبعیض، نیاز به مداخلات ساختاری و جمعی دارد که معمولاً در چارچوب لیبرالیسم نادیده گرفته شده است. ناگفته نباید گذاشت که یکی از مهمترین دلایل ناکارآمدی لیبرالیسم در حل مسائل اجتماعی، تأکید آن بر رقابت آزاد و بازارهای غیرمداخلهگر است. این رویکرد به ایجاد نابرابریهای عمیق اقتصادی منجر گردیده و گروههای آسیبپذیر را بیشتر در معرض خطر قرار میدهد. درحالیکه لیبرالیسم فرض میکند که بازار آزاد به طور طبیعی منجر به توزیع عادلانه منابع میشود، اما حقیقت این است که بازارها تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارند که میتوانند به نفع برخی افراد و به ضرر دیگران عمل کنند؛ بنابراین، بدون مداخلات اجتماعی و اقتصادی، این نظریه قادر به حل مشکلاتی مانند بیکاری، فقر و دسترسی نابرابر به خدمات عمومی نیست (همان، 381).
علاوه بر این، لیبرالیسم معمولاً بر حقوق فردی تأکید دارد و از توجه به نیازهای جمعی غافل است. این نگرش با گذشت زمان باعث تضعیف همبستگی اجتماعی و احساس مسئولیت مشترک بین افراد میگردد. در جوامعی که روابط اجتماعی و فرهنگی قوی وجود ندارد، افراد بیشتر به دنبال منافع شخصی خود هستند و از مشکلات جمعی غافلاند. این وضعیت منجر به بحرانهایی مانند افزایش جرم و جنایت، تنشهای اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی در جامعه میشود.