تالیف: سید ابوالحسن ندوی
غزوه طایف
شوال سال هشتم هجرت
اسرای حنین و غنایم آن
ادامه:
بلی، ای انصار سوگند به خدا، اگر خواسته باشید میتوانید بگویید و گفته تان راست خواهد بود و من شما را تأیید خواهم کرد. در واقع شما میتوانید اینگونه پاسخ بدهید:
«شما مورد تکذیب واقع شده بودید، ما شما را تصدیق کردیم، بی یار و مددکار بودید، ما شما را نصرت و یاری نمودیم، رانده و آواره بودید، ما به شما پناه دادیم، فقیر و بینوا بودید، ما با شما غمخواری و همدردی نمودیم.»
سپس رسول خدا -صلی الله علیه و سلم-کلماتی ارشاد فرمودند که در آن ضمن اظهار اعتماد، حکمت فلسفه تفاوت نحوه تقسیم را توضیح دادند، فرمودند:
«ای گروه انصار آیا شما به خاطر اندکی از مال دنیا، از من دلگیر شده اید در صورتی که من بوسیله آن خواستم، گروهی را دلجویی نمایم تا بر اسلام برقرار بمانند ولی به اسلام شما اعتماد کردم.»
سپس جملاتی ارشاد فرمودند که بیش از حد انصار را تحت تأثیر قرار داد، بطوریکه چشمه های ایمان و محبت نسبت به رسول اکرم -صلی الله علیه و سلم-در دلهایشان فواره زد.
آن حضرت -صلی الله علیه و سلم- فرمودند:
« ای گروه انصار! آیا شما به این راضی نمیشوید که مردم گوسفندان و شترها را با خود ببرند ولی شما با رسول الله -صلی الله علیه و سلم-به خانه های تان برگردید؟
قسم به آن که جان محمد در دست اوست آنچه که شما با آن بر می گردید، به مراتب بهتر از آن چیزی است که آنان با آن بر می گردند. سپس فرمود: اگر امتیاز هجرت نمی بود من فردی از انصار میبودم، اگر مردم به یک دره و وادی راه بروند و انصار به وادی و دره دیگری بروند، من همراه انصار می گردم انصار برای من به منزله لباس درونی ( زیرین) و دیگر مردم لباس
بیرونی هستند (یعنی انصار خودمانی اند، ولی دیگران بیگانه.)»
آنگاه در حق انصار چنین دعا کرد:
«ای الله بر انصار و فرزندان انصار و نوادگان انصار ترحم بفرما.»
انصار با این کلمات رسول گرامی-صلی الله علیه و سلم- آنقدر گریستند که محاسن شان خیس گردید،
گفتند:
«رضينا برسول الله قسماً و حظاً»
«ما به این که رسول الله نصیب ما گشته، بسیار راضی و خرسند هستیم.»