ترتیبکننده: کرار
فصل چهارم
انقلابی در طرز فکر:
برای این که این منهج و توان و ارزش و نتایج درخشان آن را بفهمیم، انـدکی بـه گذشته باز میگردیم و «صحف صادقه» را مرور میکنیم: موسـی علیهالسلام در مصـر در یک محیط ظلمتزده و پرخفقان به دنیا میآید که بنی اسرائیل را کاملا فـرا گرفتـه تمام درزها و درها را به رویشان بسته بود، بنی اسرائیل با حال و روزی شقاوت بار و آیندهای تاریک و با تعداد اندک و کمبود وسایل و روحیههای درهم شکسته و ذلیـل، دشمنی قاهر و چیره دارد و مسخرۀ عدهای ستمکار شده است. نه قدرتی وجـود دارد که از او دفاع نماید و نه دولتی هست که از او حمایت کند، ملتی است با سرنوشـتی معین و محتوم که برای شقاوت و نابودی خلق شده است. موسی علیالسلام متولد میشود و ولادت و حیات او سر تـا بـه پـایش بـر خـلاف فلسـفۀ اسباب و منطق اشیاء است، فرعون خواست به دنیا نیاید، اما متولـد شـد و خواسـت کـه زنده نماند، ولی زنده ماند، او در یک صندوق چوبی دربسته بر روی آب پرتلاطم نیل بـه زندگی ادامه میدهد و در آغـوش ایـن دشـمن و تحـت سرپرسـتی ایـن آدمکـش بـزرگ میشود، فرعون او را در رابطه با قتلی که مرتکب شده بود، مورد بازخواسـت شـدید قـرار میدهد، ولی موسی از چنگش درمیرود و نجات پیدا میکند و غمبار و غریب بـه سـایۀ درختی پناه میبرد و سرانجام با آن ضیافت بـزرگ و ازدواج دلخـواهش در بیـت شـعیب علیهالسلام روبرو میشود، وقتی به مصر برمیگردد با شبی تاریک و طریقی پر وحشت مواجـه میشود و نیز در این هنگام همسرش را درد زایمـان فـرا میگیـرد، او بـه دنبـال آتشـی میگردد که همسرش، خود را با آن گرم سازد، نوری پیدا میکند که بنی اسـرائیل در پرتـو آن به خوشبختی میرسـند و جهـان هـدایت مییابـد، او کمـک و یـاری بـرای یـک زن میخواهد، مدد و یاری برای تمام انسانیت میگیرد و به پیامبری مبعوث میشود.