ترتیبکننده: کرار
صنایع و فرهنگ و ادب در مکه
در مکه صنعتهای بزرگی وجود نداشت، زیرا اهل مکه کارهای صنعتی را حقیر میشمردند و از آن احساس عار میکردند معمولًا این کارها را عجمها و بردگان انجام میدادند، البته بعضی از هنرها و کارها بود که اهل مکه به انجام آن مجبور بودند، میگویند حضرت خبّاب بن أرت آهنگری بود که شمشیر میساخت. اهل مکه در کارهای ساختمانی که چارهای جز آن نبود به کارگران و کارشناسان ایران و روم متوسل میشدند. در مکه تعدادی از مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند، ولی اکثریت آنها بیسواد بودند و بیسوادی بر آنها غالب بود. به همین دلیل قرآن آنان را به الأُمیین لقب داده و فرموده است: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا.
اوست خدایی که در میان بیسوادان پیامبری از خودشان مبعوث فرمود.
مردم مکه در ظریف پسندی و حسن سلیقه در میان تمام مناطق شبه جزیرهالعرب ضرب المثل بودند. موقعیت مکه مانند پایتخت یک کشور بود. زبان مکه معیار و مورد اعتماد برای مردم اطراف شبه جزیره بود، اهل مکه از نظر تعبیر و نطق، بلیغترین و فصیحترین عربها بشمار میآمدند و زبانشان از آمیزش زبانهای عجمی و لهجههای دیگر محفوظتر بود. از نظر تناسب اندام و زیباییهای آفرینش و خوشتیپی و صفات خوب از میان سایر مردم ممتاز بودند، مجموعه صفات و خوبیهای آن را میتوان با لفظ مروت و جوانمردی تعبیر نمود، شعرا و سخنرانان عربی نیز در اشعار و سخنان خود مروت و جوانمردی اهل مکه را مورد ستایش قرار داده اند، بله به همین دلیل بود که، آنها در خوبی و بدی پیشوای مردم بودند. اهل مکه به نسبشناسی، شعر، علم نجوم و قیافهشناسی توجه خاصی داشتند و تا حدی به علم طب نیز که به تجربه رسیده یا از گذشتگان منقول بود، علاقهمند بودند. در مورد شناخت دقیق اسبها و صفات آنان مهارت داشتند. بعضی از روشهای معالجه و درمان عبارت بودند از: داغکردن قطع اعضای فاسد، حجامت و استعمال دارو.