فهرست بستن

فریادهای خاموش


نویسنده: محبوبی
فصل سوم: وضعیت اسفناک زندانیان
روایتی تکان‌دهنده از زندان پلچرخی
ادامه

در عصر جمهوریت و حاکمیت دموکراسی غربی بر افغانستان، فساد اداری، فحشا و منکرات در تمام ارگان‌ها و نهادهای دولتی ریشه دوانده بود؛ چنان که زندان‌ها و زندانیان از اثرات شوم این پدیده در امان نمانده بودند. با وجود ادعای نظارت شدید نهادهای داخلی و خارجی حقوق بشر بر زندان‌ها و توجه ویژه به زنان، در این دوره زندانیان زن در تمام زندان‌های افغانستان به‌خصوص در زندان پلچرخی بارها عفت و پاک‌دامنی‌شان لکه‌دار شده و در معرض تجاوز جنسی ثروتمندان ددمنش قرار گرفته‌اند؛ تا آنجا که مقامات زندان پلچرخی دختران و زنان زندانی را در مقابل مبالغ هنگفتی شبانه در اختیار دیو سیرتان شهوت‌پرست قرار می‌دادند که سرانجام سبب افزایش زنان باردار در این زندان گردیده بود. این بود نتیجه‌ی همکاری با بیگانگان و اعتماد به حقوق بشر آمریکایی و اروپایی. شاید کسانی باشند که از دوران جمهوریت و حکومت دموکراسی به نیکی یاد نمایند و امارت اسلامی را نکوهش کنند، تقاضا می‌شود لحظاتی را صرف مطالعه‌ی وضعیت زندان‌ها در دوران جمهوریت و حضور آمریکا در کشور نمایند تا باشد که از فساد و نقض حقوق انسانی و زیر پا نمودن کرامت انسانی توسط دد منشان خارجی و دیو سیرتان داخلی، به‌درستی آگاهی یابند. آیا پس از مطالعه‌ی این موارد و آگاهی کامل از وضعیت زندان‌ها در عصر جمهوریت، بازهم از فساد پیشه‌گان جمهوریت و متجاوزین آمریکایی به نیکی یاد خواهند کرد؟ اگر افرادی مسلمان، وطن‌دوست، عاقل، خردمند و با شرافت باشند، قطعاً دیگر از جمهوریت و دست‌اندرکاران آن پاسداری نخواهند کرد.
طی بیست سال دوران جمهوریت اقشار مختلف از جمله فرهنگیان، دانشمندان، سیاستمداران و حتی افراد معمولی و بی‌گناه، لحظات گل‌آسای زندگی‌شان را که باید در کنار خانواده در خدمت وطن می‌بودند، پشت میله‌های این زندان، در سلول‌های تاریک، پشت دیوارهای مستحکم و نفوذناپذیر تحت شکنجه‌های حقارت‌بار، دور از خانواده و عزیزان، به خزان پیری مبدل نمودند و خاطرات تلخی از عذاب و شکنجه را در ذهن خود ثبت نموده، بر پیکر تاریخ به‌عنوان لکه‌ی ننگ فراموش ناشدنی از دوران جمهوریت به یادگار گذاشتند تا باشد که نسل‌های آینده بدانند که سرانجام اعتماد به آمریکا، حقوق بشر آمریکایی و راه‌دادن بیگانه به کشور جز ویرانی و تباهی چیزی به بار نمی‌آورد. در این زندان فریادهای اندوهگین بی‌گناهان در پشت دیوارهای ترس‌آفرین سرکوب می‌شد و به خاموشی می‌گرایید. باگذشت زمان امید زندانیان در چنگال زهرآگین شکنجه‌گران و نا خداباوران به یأس تبدیل می‌شد؛ چنان‌که دیگر برایشان نه راهی برای رفتن و نه نای برای ماندن بود. در حالی که مجرمان، دزدان، فساد پیش‌گان، چپاولگران و وطن‌فروشان در داخل و خارج کشور آزادانه در گردش بودند و وظیفه‌ی اصلی‌شان به تاراج بردن یا به تاراج‌گران سپردن، ثروت و دارایی این ملت بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *