نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل اول: مسیحیت در ترازوی نقد و بررسی
بنیانگذار مسیحیت
مسیحیان حضرت عیسی -علیهالسلام- را بنیانگذار دین مسیحیت میدانند و مدعی هستند که مسیحیت کنونی بر تعالیم ایشان استوار است. اما پس از اندکی تحقیق و پژوهش در این زمینه، خلاف این ادعا ثابت میشود. حضرت عیسی -علیهالسلام- بنیانگذار دین مسیحیت بوده است تا اینجا را میپذیریم، اما اینکه حضرت عیسی را بنیانگذار مسیحیت کنونی بدانیم و مسیحیت کنونی را استوار بر تعالیم آن حضرت قلمداد نماییم، قابل پذیرش نیست؛ زیرا دین یکتاپرستی که حضرت عیسی -علیهالسلام- بنیاسرائیل را بهسوی آن فرامیخواند، پس از وفات وی در مدت کوتاهی مندرس و ناپدید شد و جای آن را دینی گرفت که کاملاً برخلاف تعالیم، آموزهها، اقوال و ارشادات آن حضرت بود. پس از تحقیق و بررسی در زمینه، پردهها کنار میرود و حقیقت برملا میگردد. حقیقت این است که بنیانگذار مسیحیت کنونی که باور به تثلیث دارد، بولس یا همان شاؤول یهودی است.
شرح حالات زندگی بولس در پردهی ابهام باقی مانده است، اما قدر مسلّم این است که وی در شهر طرسوس، یکی از مراکز فلسفه وثنی، متولد شده است. وی در ابتدا یهودی متعصب از یهودیان فریسی، از قبیله بنیامین و از دشمنان سرسخت مسیحیت بوده و نام اصلی او در یهودیت شاؤول بوده است. بولس از شهر خود طرسوس به هدف فراگیری تعالیم یهودیت عازم بیتالمقدس شد و در مدت اقامتش در آنجا، در برابر مسیحیان بهشدت به دشمنی پرداخت؛ چنانکه از او بهعنوان دشمن سرسخت حواریون یاد میکنند که کار شبانهروز او آزار و اذیت حواریون بود. اینکه چگونه دشمن سرسخت مسیحیت (شاؤول) به مسیحیت گرایید و کشتی مسیحیت را به ناکجاآباد هدایت کرد، در منابع مسیحیت چنین نقل شده است:
«شاؤول از تهدید و کشتن پیروان خدا به هیچ نحوی دست نمیکشید. او پیش سید کلان رفت و تقاضای معرفی نامههای برای کنیسهها دمشق کرد تا چنانچه مردی یا زنی را از اهل طریقت پیدا کند، آنها را دستگیر کرده به اورشلیم آورد. شاؤول هنوز به دمشق نرسیده بود که ناگهان نزدیک شهر، نوری از آسمان در اطراف او درخشید. او به زمین افتاد و صدای شنید که میگفت: ای شاؤول! ای شاؤول! چرا بر من جفا میکنی؟ شاؤول پرسید: ای خداوند تو کیستی؟ جواب آمد: من عیسی هستم همان کسی که تو بر وی جفا میکنی. اما برخیز و به شهر برو و در آنجا به تو گفته خواهد شد که چه باید بکنی. در این هنگام همسفران شاؤول خاموش ماندند؛ زیرا اگر چه صدا را میشنیدند؛ ولی کسی را نمیدیدند… شاؤول مدتی در دمشق با ایمانداران به سر برد و طولی نکشید که در کنیسههای دمشق به طور آشکار اعلام کرد که عیسی پر خدا است» (سفر اعمال رسولان، فصل 9، فقرۀ 1-30).
اما این قضیه در روایت دیگری چنین نقل شده است: «… وقتی که پرسیدم: ای خداوند تو کیستی؟ جواب داد: من عیسی ناصری هستم که از تو جفا میبینم. همراهان من نور را دیدند، اما صدای کسی را که با من صحبت میکرد نمیشنیدند» (سفر اعمال رسولان، فصل 22، فقرۀ 6-8).
با یک مقایسهی کوتاه، تناقض میان این دو روایت بهخوبی ظاهر میشود. در روایت اول گفته: همرهان او «اگر چه صدا را میشنیدند؛ ولی کسی نمیدیدند»، اما در روایت دوم گفته: «همرهان من نور را دیدند، اما صدای… نمیشنیدند». شاؤول یهودی یا بولس مسیحی، اینگونه پیوستن خود را به دین مسیحیت اعلان میکند؛ اما با فلسفهی جدید، نظریات و باورهای جدید که سرآغاز انحراف مسیحیت از یکتاپرستی میباشد. شاؤول با ساختن و بافتن این داستان دروغین، به گرگی میماند که در لباس میش، بهمنظور ویرانی و تباهی وارد مسیحیت شد. بولس که اصلاً مسیح -علیهالسلام- را ندیده بود، با گذشت زمان ادعای ارتباط بالفعل با مسیح -علیهالسلام- را مطرح کرد و جسورانه مدعی شد که هر چیزی که مخالف سخنان و تعالیم وی است، باطل و بیهوده است. او شاگردان راستین مسیح -علیهالسلام- را به دروغ متهم کرد و ادعا کرد که این دروغگویان (شاگردان مسیح) میخواهند مردم را از ایمان منحرف سازند، لذا واجب است تا از آنها رو گردانید و اعراض نمود.
بولس اینگونه با حیله و نیرنگ وارد مسیحیت شد. مسیحیت که دین یکتاپرستی بود، مسئله تثلیث، الوهیت عیسی، ابن الله و غیره را کسی نمیشناخت. اما بولس یهودی با پوشیدن نقاب مسیحیت توانست مجرای دین توحیدی مسیحیت را تغییر دهد. تحریفات بولس در دین مسیحیت را میتوان اینگونه فهرست کرد:
- تثلیث، عقیده به الوهیت عیسی -علیهالسلام- و الوهیت روحالقدس.
- بولس ادعا نمود که عیسی -علیهالسلام- پسر خدا است.
- ادعای رسالت جهانی دین مسیحیت، در حالی که عیسی -علیهالسلام- تنها بهسوی بنیاسرائیل فرستاده شده بود.
- ادعای کفاره یا فدیه حضرت عیسی-علیهالسلام- در مقابل گناه حضرت آدم -علیهالسلام-.
- ادعای زنده شدن حضرت عیسی -علیهالسلام- پس از تصلیب و عروج به آسمانها.
ادعای نسخ ختنه کردن، در حالی که ختنه کردن در شریعت عیسی -علیهالسلام- مشروع بود. - حلال قراردادن گوشت خوک، در حالی که در شریعت عیسی -علیهالسلام- حرام بود.