نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: علل جنگهای داخلی (مداخله بیگانگان)
مداخلات منفی سازمان ملل
مردم افغانستان بعد از کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷ شاهد تحولات بسیار بزرگ در سطح داخلی و خارجی کشور بودهاند. این تحولات اثرات مستقیم بر حال و آینده مردم داشته و هنوز هم مردم افغانستان تأثیرات همان تحولات را میبینند. به قدرت رسیدن حزب دمکراتیک خلق افغانستان، تجاوز شوروی، تکه و پاره شدن کابل توسط تنظیمها، به قدرت رسیدن امارت اسلامی، آمدن جمهوریت و بازگشت مجدد امارت اسلامی، از جمله نقاط عطف تاریخ ۵۰ سال اخیر افغانستان است. بر اثر این تحولات گاهگاهی سازمانهای بینالمللی بهخصوص سازمان ملل به کمک نمایندگان خاص آن مدیریت شدند. ترتیب وظایف، نقش و اختیارات نمایندگان ویژه دبیرکل در منشور سازمان ملل به طور صریح مشخص نشده است. اما بهصورت مجموع وظایف آن شامل مذاکرات، تداوم ارتباطات، میانجیگری و همچنین توسل به نهادها و ترتیبات منطقهای است. بهاضافه این که در صورت لزوم، شورای امنیت میتواند از روشهای فراتر از رفع اختلافات بهرهمند شود و تصویب کند که ترتیبات فوقالذکر اختلافات را حلوفصل کند؛ لذا وساطت دبیرکل و نمایندهاش در چنین مواردی که طرفین نیاز به وساطت داشته باشند، با وجود همین حکم عام، بدون حکم شورای امنیت مجاز شناخته شده است. اما ناگفته نیاید گذاشت که این نمایندگان خاص، در تاریخ معاصر افغانستان و جهان، نهتنها نتوانستهاند هیچ درگیریای را حل کنند، بلکه با تحمیل نسخههای بیگانه، وضعیت را پیچیدهتر کرده اند.