فهرست بستن

طرح ناکام تجزیه افغانستان

نویسنده: نورالحق خادمی

موضوع: مداخلات بیگانه در طرح تجزیه افغانستان
تجزیه‌طلبی و توسعه‌طلبی در قرن ۲۱ ( ادامه همان مطلب)

  1. دوره دوم مداخله، به دوره پس از جنگ جهانی بر می‌گردد. در این دوره سـازمان ملل بر پایة اصل برابری دولت‌ها شکل گرفت. استعمارزدایی آغاز شد و ملت‌های تحت ســتم یکی پس از دیگری به استقلال رسیدند. در دورۀ پس از جنگ جهانی دوم، به‌رغم آنکه منشــور ســازمان ملل مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر را مقید و محدود کرد، تحولات بین‌المللی روند دیگری داشت و مداخله در امور داخلی کشـورها متأثر از نظام دوقطبی حاکم در جهان به گونة متفاوت پیش رفت. هنوز شـعله¬های جنگ زبانه می‌کشید که قدرت‌های فاتح تقسیم جهان را آغاز کردند. نظام دوقطبی به‌تدریج شــکل گرفت و نهادهای خود را به وجود آورد. جهان به دو بلوک شـرق و غرب تقسیم شد. شوروی و ایالات متحده هر یک در رأس یکی از این دو بلوک قرار گرفتند. جنگ سرد با تمام توان آغاز شد و یارگیری از ملل دیگر به عنصر قدرت در برابر رقیب، تبدیل شد. آنها سیاست «با من یا علیه من» را در پیش گرفتند. چالش برای تسلط بر دیگر مناطق جهان و مقابله بانفوذ رقیب به هدف اساسی سیاست خارجی دو ابرقدرت تبدیل شد. در این دوره، ماهیت نظامی و امنیتی مناسبات دو بلوک شرق و غرب و مناسبات دو ابرقدرت فرصتی برای بازیگران و مباحث غیرنظامی باقی نگذاشته بود. دولت‌های ضعیف مانند مهره¬های شطرنجی بودند که به دست ابرقدرت‌ها برای تأمین اهداف و منافع که اغلب ماهیت نظامی و راهبردی داشتند، جابه‌جا می‌شدند و در صورت نیاز مورد معامله نیز قرار می‌گرفتند.
  2. با پایان جنگ سرد و فروپاشی نظام دوقطبی، مرحلة سوم مداخله در امور داخلی کشورها آغاز شد؛ که با دوره‌های قبل تفاوتی اساسی داشت. به‌رغم تداوم برخی از مداخالت یکجانبه ایالات متحده در امور داخلی کشورهای دیگر، در دو دهة گذشته بیشتر مداخلات توسط سازمان ملل و نهادهای زیر مجموعة آن صورت گرفته است. این مداخلات به مداخلات بشردوستانه معروف‌اند. گرچه در ظاهر این اقدامات و رفتارهای سیاسی، تحت عنوان مداخله یاد نمی‌شود و بیشتر با نام کمک‌های بشردوستانه مسمی است، اما محتوای آن چیزی فراتر از کمک و امداد انسانی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *