ترتیبکننده: کرار
فصل ششم
شاهرگ حیات جاهلیت
کالاهای غربی، بازارهای شرقی را پر کرده است و شریانهای تجارت غرب را که نمایندۀ سیادت و سیطرۀ سیاسی غرب است، در وجود مقدسترین بلاد اسـلامی بـه جریان انداخته است و مردم آن نیازمند و وابستۀ کالاهای غرب شـدهاند و زنـدگی را بدون غرب غیرممکن تصور میکنند و اعیاد و جشنهایشان بـدون کالاهـای غـرب کامل نمیشود، به راستی کالاهای غربی اموال و حتی خون مـردم شـرق را هماننـد اسفنج میمکند و برای غرب به ارمغان میروند و آنچه را که مسلمانان با عرق جبین و کد یمین و به قیمت تباهی اخلاق و دیـنشـان، بدسـت میآورنـد، بـه کشـورهای خارجی منتقل میگردد. حکومتهای اسلامی به قول خودشان برای پیادهکردن پروژههـای عمرانـی و بـه قول مردم برای تأمین نیازهای خودشان، به دول خارجی پنـاه آوردنـد، آنهـا هـم در مقابل یک سری شرایط تجاری و امتیازات سیاسی، حاضر شدند سـرمایۀ لازم را در اختیارشان بگذارند، به این صورت که بلاد اسلامی پذیرفتند دول خـارجی بیاینـد و طلای سیاه یا آب حیات صنعت و تجارت یعنی نفت آنها را اسـتخراج نمـوده و بـه یغما ببرند، تودۀ مسلمانان هم که کمرشان زیر بار مالیات و مشـکلات زنـدگی خـم شده بود، در اجرای این کار مشتاقانه اجیر آنها شدند و به خدمت آنهـا درآمدنـد، همچنان که پروانه به شمع و گرسنه به خوان و سـفرۀ رنگارنـگ اشـتیاق مـیورزد، و اینگونه بود که بلاد اسلام هم گرفتار الحاد و هم به اشغال بیگانگان درآمد.