ترتیبکننده: کرار
بعد از بعثت
ملاقات با ورقه بن نوفل
اظهار نظر خدیجه رضیالله عنها بر اساس عقل سلیم و نظر صحیح و مبتنی بر تجارب زندگی و شناخت وی از مردم بود. اما مسأله خیلی مهم بود. نیاز بود که مسئله با یکی از خبرگان تاریخ ادیان و نبوت در میان گذاشته شود و از شناخت اهل کتاب که راجع به انبیا اطلاعاتی دارند، استفاده گردد. به همین دلیل خدیجه رضیالله عنها مناسب دانست که در این خصوص از عموزاده دانشمند خود ورقه بن نوفل کمک بگیرد. لذا همراه رسول خدا صلیالله علیه و سلم نزد ورقه رفت، آن حضرت آنچه را دیده بود برای ورقه تعریف کرد؛ ورقه گفت: قسم به ذاتی که جانم در دست اوست، تو پیامبر این امت هستی، به راستی که همان دستور بزرگ که نزد موسی علیهالسلام آمده، شما نیز به آن مشرف شدهای. البته عنقریب قومت شما را تکذیب میکنند و به شما آزار میرسانند و شما را بیرون کرده و با شما به پیکار بر میخیزند. حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم از این سخن ورقه که قومت شما را بیرون میکنند، بسیار تعجب کرد. زیرا او از مقام خود نزد قریش آگاه بود. میدانست که قریش او را راستگو و امین صدا میزنند و لقب میدهند. لذا با تعجب پرسید: او مخرجی هم؟! آیا آنها مرا اخراج میکنند؟! ورقه گفت: آری، هر کس با پیغامی مثل پیغام شما آمده مردم دشمن او شده با او به جنگ برخاسته اند، اگر من آن روز را بیابم و زندگی من وفا کند، حتماً از شما پشتیبانی خواهم کرد.