تالیف: عبدالهادی مجاهد
عرصههای محرومیت مسلمانان از معیارها
عرصه حاکمیت:
ادامه
اینکه با موجودیت همچو حاکمی تحقق اهداف کشورهای کفری جهان در عالم اسلام ناممکن بود. بنابر این با بهکارگیری راهها و شیوههای مختلفی، معیارهای جدید حاکم و حاکمیت را در جهان اسلام بر مسلمانان تحمیل کردند که در نتیجه آن چنان نظامها و حکامی بر جهان اسلام مسلط شدند که منافع کشورهای کفری جهان را بر منافع کشورها و ملتهای خود ترجیح میدهند. اینگونه حاکمان و حاکمیتها را در اشکال ذیل دیده میتوانیم:
الف. حکومتهای شاهی
حکومتهای شاهی اگر نظام اسلامی را تطبیق نمایند شاید نسبت به حکومتهای غربگرایانه دموکراتیک بهتر باشند. زیرا در آنصورت شاید با مرگ هر حاکم یک اضطراب جدید در کشورها رونما نگردد. ولی نظامهای شاهی که اکنون در بعضی از کشورهای اسلامی حاکماند اکثریت آنها از طرف کشورهای استعماری بر مردم مسلمان آن کشورها تحمیل شدهاند. از همین جهت همواره تلاش میکنند تا با تأمین مصالح و منافع کشورهای استعماری، آنها را از خود راضی نگهدارند تا باشد که برای مدت دوامدار در قدرت باقی بمانند. اگرچه این کار به قیمت استبداد، ظلم و دشمنی با اسلام نیز تمام گردد.