فهرست بستن

حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)

نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
7.ادعای جهان‌شمولی حقوق بشر غربی
ادامه:
برداشت غالب از جهان‌شمولی حقوق بشر، مبتنی بر مطلق‌انگاری است. بر اساس این دیدگاه، حقوق بشر به فرهنگ، جامعه، کشور یا زمان خاصی محدود نمی‌شود و از این رو غیرمقید و جهانی است. این نظریه معتقد است که استانداردهای حقوق بشر، ترجمان حقوقی ارزش‌های اخلاقی هستند که همه فرهنگ‌های انسانی می‌توانند در پرتو آن‌ها رشد کنند. بر این اساس، حقوق بشر به عنوان مجموعه‌ای از اصول جهانی تعریف می‌شود که برای همه دولت‌ها معتبر و الزام‌آور است. جهان‌شمولی در این چارچوب به معنای اعتبار و قابلیت اعمال جهانی این اصول است.
علاوه بر این، سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد و سازمان‌های منطقه‌ای مانند شورای اروپا، با تصویب کنوانسیون‌ها و معاهدات متعدد، تلاش کرده‌اند تا این اصول را به عنوان هنجارهای جهانی تثبیت کنند. برای مثال، کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، هر دو بر حقوقی مانند آزادی بیان، آزادی مذهب و ممنوعیت شکنجه تأکید کرده‌اند و این حقوق را به عنوان استانداردهای جهانی معرفی می‌کنند.
با این حال، این رهیافت به تفاوت‌های ملی، فرهنگی و قومیتی توجهی ندارد و آن‌ها را نادیده می‌گیرد. این رویکرد با انتقادات زیادی از سوی نسبی‌گرایان فرهنگی مواجه شده است که معتقدند حقوق بشر نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن زمینه‌های فرهنگی و تاریخی خاص، به عنوان استانداردی جهانی اعمال شود. در نتیجه، ادعای جهان‌شمولی حقوق بشر غربی به مرور زمان و در مواجهه با این انتقادات، دستخوش تعدیل‌هایی شده است. در مورد سازگاری معیارهای جهان‌شمول حقوق بشر با ارزش‌ها و سنت‌های فرهنگی، دو دیدگاه اصلی وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *