تالیف: سید ابوالحسن ندوی
احساسات یک زن با ایمان نسبت به پیامبر اسلام
مسلمین به «مدینه» برگشتند. در راه، زنی از قبیله «بنیدینار» را دیدند که در جنگ «احد» شوهر و برادرش به شهادت رسیده بودند. وقتی خبر شهادت آنان به گوشش رسید،
گفت: «فما فعل رسولالله؟» وضعیت رسولالله چگونه است؟ گفتند: ای مادر فلان، حال رسولالله الحمدلله خوب است، چنانکه دوست دارید.
گفت: آن حضرت را به من نشان دهید تا به سوی او بنگرم. مردم به طرف آن حضرت اشاره نمودند. همینکه چشمش به جمال رسولاکرم صلیالله علیه و سلم منور گشت، گفت: یا رسولالله، شما سالم باشید، هر مصیبتی آسان است.
تعقیب دشمن و فداکاری در نصرت رسولاکرم
مشرکین یکدیگر را مورد سرزنش قرار دادند و گفتند: شما هیچ کاری نکردید، مسلمانان را پس از اینکه شکست خوردند، به حال خود رها نمودید و کارشان را تمام نکردید. اینجا بود که رسولاکرم به فکر تعقیب دشمن افتاد. با وجودیکه مسلمانان به شدت زخمی شده بودند، اما روز دوم نبرد «احد»، رسولالله صلیالله علیه و سلم به یکی از اصحاب مأموریت داد تا اعلام کند که فردا برای تعقیب دشمن آماده باشند و نیز اعلام کند که فقط همان کسانی که دیروز در جنگ شرکت داشتهاند، حرکت کنند. مسلمانان با آنکه شدیداً دچار زخم و خستگی شده بودند، اما همگی همراه رسولالله صلیالله علیه و سلم آماده حرکت شدند، طوریکه هیچکس باقی نماند.