نویسنده: نهضت
فصل اول: کلیات و مفهوم شناسی
3.انسان
انسان به عنوان پیچیدهترین موجود شناخته شده، همواره محور اصلی تأملات فلسفی و دینی بوده است. از منظر حکمت و فلسفه، انسان موجودی است دارای عقل، اراده و توانایی انتخاب که قادر به خودآگاهی و بازاندیشی در وجود خویش است. ارسطو فیلسوف بزرگ یونان باستان در تعریف انسان او را «حیوان ناطق» میخواند و این نطق را به معنای توانایی تفکر و خردورزی تفسیر میکند. در مقابل، از نگاه دینی، انسان موجودی است دارای دو بعد مادی و معنوی که قرآن کریم از او به عنوان «خلیفه الله» یاد میکند. موجودی که از خاک آفریده شده اما روح الهی در او دمیده شده است.
در راستای ایجاد چارچوب مفهومی مناسب برای درک عمیقتر مباحث آتی، این بخش به بررسی اجمالی اما نظاممند جایگاه انسان در دو نظام فکری اومانیسم و عبودیت میپردازد. اهمیت این مختصر در آن است که مسیر را برای تحلیلهای عمیقتر و تفصیلیتر در بخشهای بعدی هموار میسازد.
أ.انسان از دیدگاه اومانیسم
در چارچوب جهانبینی مادی و ماتریالیستی و نظام فکری اومانیسم، انسان به منزله گونهای تکاملیافته از حیوانات تعریف میشود. این نگرش که ریشه در فلسفه طبیعی و مادی¬گرایی دارد، با تأکید بر پیوستگی انسان با سایر گونههای حیوانی، صرفاً به تفاوتهای درجهای و کارکردی او با دیگر موجودات زنده میپردازد. از دیدگاه این پارادایم، ویژگیهای متمایزکننده انسان؛ همچون راستقامتی، قدرت تکلم، زندگی اجتماعی، توانایی قانونگذاری، هوشیاری و قابلیت ابزارسازی، همگی در چارچوب تحولات تکاملی و در امتداد خصوصیات حیوانی قابل تبیین هستند.
بر اساس این رویکرد، انسان همچون سایر حیوانات، موجودی است که رفتارش اساساً توسط غرایز و نیازهای زیستی تعیین میگردد. سه محور اصلی که تمام فعالیت ها و کنشهای انسانی را در این دیدگاه شکل میدهند عبارتند از: ۱ تأمین امنیت جسمانی. ۲ دستیابی به رفاه مادی و ۳ کسب حداکثر لذت حسی. این سه مؤلفه، هم به عنوان محرکهای اصلی رفتار انسان و هم به عنوان معیارهای کمال او در مکتب اومانیسم در نظر گرفته میشوند.
نکته حائز اهمیت، در انسانشناسی اومانیسم، ماهیت سیریناپذیر نیازهای مادی انسان است. انسان به عنوان حیوانی هوشمند، با بهرهگیری از قوای شناختی برتر خود، پیوسته در پی توسعه روشها و ابزارهای نوین برای ارضای هرچه کاملتر این نیازهای پایه است. این ویژگی توأمان از سویی غریزهمحوری و از سوی دیگر هوشمندی فزاینده، بستری است که مکاتب فکری متعددی از بودیسم و هندوییسم تا داروینیسم، فرویدیسم و اومانیسم معاصر بر آن استوار گردیدهاند.
اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»