فهرست بستن

اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»

نویسنده: نهضت
فصل دوم: انسان در نظام فکری اومانیسم

سیر تاریخی اومانیسم در غرب
اومانیسم واژه‌ای با پیشینه‌ی پیچیده است که به گفته تونی دیویس نویسنده کتاب اومانیسم، دارای دامنه‌ی گسترده از تعاریف، معانی و بسترهای مختلف است. او معتقد است اگرچه این اصطلاح را آلمانی‌ها وضع کرده‌اند، اما ریشه‌های آن به فرهنگ یونان بازمی‌گردد. در واقع، این واژه از اصطلاح لاتین «humus» به‌معنای «خاک» یا «زمین» گرفته شده است (تونی، ۱۳۷۸: ۱۶۸ و ۱۷۰). در معنای خاص، اومانیسم به جنبشی فلسفی و ادبی اشاره دارد که در نیمه‌ دوم قرن چهاردهم در ایتالیا شکل گرفت و به‌تدریج به دیگر کشورهای اروپا گسترش یافت (هاشمی، ۱۳۹۲: ۳۳). هدف اصلی این جنبش فرهنگی، احیای متون کلاسیک یونان و روم باستان بود تا با تکیه بر آنها، نیروهای درونی انسان را شکوفا سازد و دانش، اخلاق و زندگی دینی را از سیطره‌ کلیسا رها کند. به‌بیان دیگر، اومانیسم چیزی نبود جز تلاشی برای ارتقای مقام انسانی، بازگشت به ارزش‌های دوران باستان و پیوند زدن فرهنگ جدید با میراث کهن (آندره، ۱۳۷۷: ۳۲۷). این جنبش نه‌تنها تحولی در عرصه‌ فلسفه و ادبیات ایجاد کرد، بلکه بنیان‌های فکری عصر رنسانس را نیز شکل داد.
با این‌ حال محققان حوزه‌ انسان‌شناسی تاریخی معتقدند که ریشه‌های اندیشه‌ انسان‌محوری را می‌توان در نخستین نشانه‌های تمدن بشری ردیابی کرد. با این‌ حال، شکل‌گیری نظام‌مند این تفکر به‌عنوان یک جریان فکری مستقل، پدیده‌ای متأخرتر در تاریخ اندیشه‌ غرب محسوب می‌شود. حتی برخی انسان‌شناسان نیز انسان امروزی را تکامل‌یافته‌ نخستین انسان میمون‌وار عصر ماموت‌ها در قاره‌ آفریقا دانسته‌اند (دونان، ۱۳۸۳، ۱/ ۱۱-۱۲). با این‌ حال، به‌طور قطع، ظهور انسان و ظهور انسان‌گرایی (اومانیسم) در تمدن غرب دو منشأ زمانی متفاوت داشته‌اند.
با توجه به مباحث مطرح‌شده در فصل اول درباره‌ تاریخچه‌ اومانیسم، در این بخش به بررسی عمیق‌تر و تحلیلی‌تر سیر تحول این جریان فکری می‌پردازیم. مطالعه‌ تاریخی اومانیسم در این بخش از این جهت حائز اهمیت است که نشان می‌دهد مفهوم انسان‌محوری چگونه در بسترهای مختلف فرهنگی و تاریخی دچار دگردیسی شده و به‌تدریج به پارادایم مسلط تمدن غربی تبدیل شده است. برای واکاوی دقیق این سیر تحول، بحث را در سه مقطع کلیدی شامل رنسانس و انسان‌محوری، روشنگری و عقل‌گرایی، و اومانیسم مدرن و پست‌مدرن مورد بررسی قرار می‌دهیم. این رویکرد به ما کمک می‌کند تا تحولات اساسی این جریان فکری را در طول تاریخ بهتر درک کنیم و نقش آن را در شکل‌گیری نظام ارزش‌ها و باورهای معاصر غرب تحلیل کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *