تألیف: علی محمد جریشه و محمد شریف الزیبق
فصل اول: مراحل جنگ فکری غرب
فعالیتهای استشراق
۱. استشراق در عصر جدید در جامعه اسلامی، دعوت خطرناک تغییر آورده بود که در عقب هر شبهه، دست آنها بود. مستشرقین شک و شبهه را به وجود میآوردند و بعداً مردم را به آن دعوت میکردند، بعداً از آن کتاب مینوشتند
و مفکرین پیرو آنها، آن را به زبان عربی مینوشت و یا آن را ترجمه میکردند. واضح است که نخستین آغازگران این دعوت عامیانه: «لكولس» و «ویلمور» وغیره بودند و با پیروی آنان، پیروان آموزش دیده آنان به این امر ادامه داده است. مثل «طه حسین»، «سلامه موسی »، «احمد لطفى السيد» و غیره که مسلمانان را به سوی قومگرامی مثل: کنعانی، سامی و فرعونیت دعوت میکردند.
۲. کار دیگر مستشرقین این بود که متون و نصوص را مطابق خواهش و ذوق خود تغییر میدادند و بعداً مطابق همین نصوص تغییر شده، حکم میکردند. اینها اکثر نصوص را اشتباه تفسیر میکردند که در آن سوء تفاهم بود. بعضی اوقات قصداً چنین میکردند و بعضاً معنی متن آن چنین میبود که قطعاً جای تغییر و تحریف در آن دیده نمیشد.
۳. مستشرقین به متونی حکم میکردند که آنان برای خود تعیین کرده بودند. متون را چنان تحریف میکردند که آنان از کتابهای ادبی آن را اخذ میکردند و به آن حکم حدیث نبوی را مینمودند. بعضی موضوعات را از کتاب تاریخ میگرفتند و به آن حکم فقه را میدادند ومیگفتند که: آن موضوع درست بوده که «الدمیری» در کتاب «حیاة الحیوان» آن را بیان داشته و آن دروغ محض میباشد که امام مالک در «موطاء» این را ذکر نموده است.