تألیف: علی محمد جریشه و محمد شریف الزیبق
فصل اول: مراحل جنگ فکری غرب
فعالیتهای استشراق
۴. مستشرقین شبهات گوناگون را جمع آوری میکردند، آن را مینوشتند و به آن شکل درست و کامل میدادند. به عنوان مثال، استاد پوهنتون بُن آلمان «ولهلم هور نباخ» مستشرق بعضی از قسمتها و قطعات کتاب ابن حجر «الاصابة» را گرفت و بعداً کتاب «الردة» ابن حجر را چاپ کرد؛ کتابی که ابوزید بن فرات متوفی سال ۳۳۷ هجری آن را تألیف نموده بود، این کتاب ضایع گردیده بود و ابن حجر در بعضی از قسمتها به آن اشاره نموده است. کار این «ولهلم» مستشرق این بود که بعضی قسمتهای آن را جمع آوری کرد و میگفت که این ترجمه کتابی است که از اسلام خارج گردیدهاند. چنین کار را هیچکس نمیکند، مگر اینکه مریض هوا و وسوسه باشد، زیرا این کار خلاف بحث علمی و خلاف تحقیق است.
به همین ترتیب، مستشرقین ادعا میکنند که قبل از بعثت، عرب بدون تمدن و ازپا درآمده بودند، در دوران پیامبر صلی الله علیه و سلم تمدن و پیشرفت آنها بیشتر نشد و این سخن از حقیقت دور است، بلکه حقیقت این است که قبایل عربی قبل از اسلام پراکنده بودند و با ظهور اسلام همه آنها یک امت شدند و آنان را به درجات بلند تمدن انسانی رسانید.
بعد از اسلام دشمنیهای دوران جاهلیت از بین رفت و فضای اخوت اسلامی به وجود آمد. خداوند متعال در قرآنکریم میفرماید: « لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفت بَینَ قُلُوبِهِم وَلَکِنَّ اللّٰهَ أَلَّفَ بَینَهُم»
ترجمه: (اگر تمام آنچه را که روی زمین است صرف میکردی که میان دلهای آنان الفت بیندازی، نمیتوانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد، او توانا و حکیم است)