تألیف: دوکتور عبدالباقی حقانی
فصل اول: خلافت و سیاست اسلامی
سیاست شرعی
واژه سیاست مقتضی حرکت و تداخل است
در ماده سیاست حرکت و حلول نهفته است، لهذا شخص سیاسی یک متحرک معقول میباشد و با اعمال و اخلاق اصلاحی خود در جامعه، حلول و تداخل مینماید تا اعمال و اخلاق مردم را اصلاح کند. علامه علی شلق مینویسد:
ترجمه: در اصل لفظ سیاست تداخل و تکرار موجود است، ازین جهت این ماده مرکب از دو سین و یک حرف مد میباشد و ازین قبیل است ماده «سوس» که به معنای کِرمی است که در داخل چوب حرکت مینماید و از جمله حروف آن «وسوس» به شیطان گفته میشود که در داخل بدن انسان حرکت میکند و تشویش ایجاد مینماید.
شخص سیاسی به کسی گفته میشود که در داخل جامعه اخلاقاً وعملاً تداخل مینماید؛ یعنی شخص سیاسی بنا با داشتن اخلاق و کردار مؤثر خود پیوسته متحرک میباشد و در قلبهای مسلمانان جای دارد.
خلاصه این که حرکت و حلول برای سیاست و شخص سیاسی لازم و ضروری میباشد. از تشریحی که اهل لغت در رابطه به ماده سیاست نمودهاند، چنین بر میآید که اتخاذ تدبير بخاطر اصلاح یک چیز را سیاست گویند. اصلاح و تدبیر به انواع ذیل است:
۱. اتخاذ تدابیر اصلاحی بخاطر اصلاح نفس خود.
۲. اتخاذ تدابیر اصلاحی بخاطر اصلاح خانواده.
۳.اتخاذ تدابیر اصلاحی بخاطر اصلاح محله یا مملکت.
سیاست در امور ذیل تمثیل مییابد:
۱. حرکت
۲. به هر استقامتی.
۳. با هر ابزاری.
٤. بخاطر تحقق مصلحتى (دفع ضرر یا جلب منفعت).
و این به این معنا است که:
بدون حرکت سیاست نمیشود، بدون نتیجه سیاست نیست، بدون استخدام وسایل سیاست وجود ندارد و بدون مصلحت سیاست نیست.
به اساس همین معنای لغوی، سیاست بخاطر پیشبرد امور حکومت به کثرت استعمال میشود و مناسبت آن واضح است؛ زیرا هدف از حکومت نیز اصلاح امور رعیت بوده و بخاطر اصلاح حالات مردم اختیار نمودن تدابیر لازم است.