نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: علل وحدت ملت افغانستان
مشترکات بیحدوحصر
مردم این سرزمین با تنوع لسانی که دارند، از گویش یکدیگر بهخوبی استقبال نموده و همه به زبان مشترکی که بتواند آنان را به هم پیوند بدهد آشنایی دارند. زبان دری زبان مشترک تمام اقوام است که میتوانند بهوسیله آن به یکدیگر ابراز محبت و علاقه نموده روابط خود را توسعه به بخشند.
تمام مردم از زن، مرد و اطفال از پوشش یکسانی استفاده میکنند که خود نشاندهنده وحدت پوشش مردم ماست. در سالهای اخیر پوشش لباس مالداری برای زنان و مردان رواج بیشتر یافته است. با وجود کوشش حکومت سیکولار در ترویج فرهنگ پوششی غرب، اما هنوز مردم فرهنگ و عناعنات پوششی ساده و باحجاب خود را دوست دارند.
افغانها همه خود را برادر و برابر میدانند و احدی را بر کسی ترجیح نمیدهند مگر بر اساس حکم دین که ملاک آن تقوا و پرهیزگاری است. مردم مسلمان همه برابر و برادرند. در شادی و غم کنار یکدیگر قرار دارند. دستاندرکاران حکومت دموکراسی برای گرفتن رأی از مردم تلاش فراوانی نمود تا بین اقوام خط تیرهای را بکشند و اقوام را از هم جدا نماید که به نتیجه دلخواه خود نرسیدند. مردم ما از قدیمالایام روابط خویشاوندی و دوستی زیادی بین تمام مردم قائم بوده و در شهرهای بزرگ کشور کسی به قوم و زبان اهمیت زیادی نمیدهد. در شهرهای بزرگ به رشد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، تحصیلی و… اهمیت بیشتر از قوم و زبان داده میشود.
فساد دولتی از مشکلاتی بود که تمام مرد از آن رنج میبردند و تبدیل به عامل شده بود که همه مردم مشترکا از آن آسیب میدیدند. تلاش برای اصلاح فساد یا ریشهکنی دولت از آرزوهای همه مردم و عامل وحدت کلمه در بین اقشار جامعه گردیده بود. مردم رنجهای مشترک فراوانی داشتند که عبارتاند از: جنگ، فساد متنوع و گسترده، سلطه بیگانه، نفاق روزافزون، بی کیفیتی تعلیم و تحصیل، مشکلات اقتصادی، ترویج فرهنگ بیگانه و… که همه ملت را در کنار هم قرار میداد تا برای اصلاح آنها دست به اقدامی بزنند.